صندلیِ روبهرو
گاهی انسان سالها تلاش میکند «مهربان» باشد، «ببخشد»، «صبر کند»…
اما نمیبیند پشت این مهربانیِ ظاهراً مقدس، ترسی قدیمی پنهان است—ترسی که خودش را شبیه عشق جا میزند.
این روایت دربارهٔ همان نقطه است:
لحظهای که انسان میفهمد سکوتش ایمان…