مرور رده

قصه روشنایی

مریم؛ سفر از سکوتِ ترس تا صدای آگاهی

این روایت، بخشی از سفر درونیِ مریم است؛ بانویی که میان عشق و ترس، فداکاری و فراموش‌کردن خود، سال‌ها سرگردان بود. اما یک روز ایستاد، نفس کشید، و حقیقتی ساده را فهمید:عشق بدون صداقت دوام نمی‌آورد… و سکوت همیشه نشانه‌ی معنویت نیست. …

قصه‌ی روشنایی: مزه‌ی آب

🌕 قصه‌ی روشنایی: مزه‌ی آب درد…دردی که با بودنش، مزه‌ی همه‌چیز را از من گرفته بود.از استخوانم تیر می‌کشید، راه رفتن سخت شده بود، خواب دیگر پناهی نبود،و غذا خوردن… بی‌مزه‌ترین کار دنیا.هیچ چیز دیگر، خوشی نداشت.به دنبال ذره‌ای انگیزه در درونم…